« اگر بخواهيم بي طرفانه قضاوت كنيم بايد بگوئيم كه مراسم تعزيه ايرانيان يكي از بهترين و موثرترين مراسم مذهبي است كه در جهان انجام ميشود و ايراني ها اصولاً ذوق و استعداد زيادي در كارهاي هنري تعزيه دارند ».

آرتور بنجامين

نخستين وزير مختار آمريكا در ايران

 آيا تعزيه بر فرهنگ غرب تاثير گذاشته يا از آن تاثير پذيرفته است؟

تعزيه و تاريخچه آن

تعزيه در لغت به معني سوگواري، برپا داشتن يادبود عزيزان از دست رفته، تسليت، امر كردن به صبر و پرسيدن از خويشان مرده است؛ ولي در اصطلاح، به گونه اي از نمايش مذهبي منظوم گفته مي شود كه در آن عده اي اهل ذوق و كار آشنا در مناسبتهاي مذهبي و به صورت غالب، در جريان سوگواريهاي ماه محرم براي باشكوه تر نشان دادن آن مراسم و يا به نيت آمرزيده شدن مردگان، آرزوي بهره مندي از شفاعت اولياي خدا به روز رستاخيز، تشفي خاطر، بازيافت تندرستي و يا براي نشان دادن ارادت و اخلاص فزون از اندازه به اوليا – به ويژه اهل بيت پيامبر (ص)، با رعايت آداب و رسوم و تمهيدهايي خاص و نيز بهره گيري از ابزارها و نواها و گاه نقوش زنده برخي از موضوعات مذهبي و تاريخي مربوط به اهل بيت – به ويژه واقعه كربلا را پيش چشم بينندگان بازآفرينند.

بر خلاف معني لغوي تعزيه، غم انگيز بودن شرط حتمي آن نيست و ممكن است گاه شادي بخش نيز باشد. بدين معني كه اگرچه هسته اصلي آن گونه اي سوگواري و يادكرد و بزرگداشت خاطره مصائب اندوهباري است كه بر اهل بيت و به ويژه امام حسين (ع) و ياران نزديكش رفته است، اما با گذشت زمان و تحول و تكامل كمي و كيفي و گونه گوني و تعدد آن تعزيه هايي در ذم دشمنان دين و خاندان پيامبر (ص) پرداخت شده كه نه تنها صفت اندوهبار بودن را از دست داده، بلكه سخت مضحك و خنده آور نيز هستند. در اين ميان تعزيه هايي تفريحي نيز چهره نمايانده اند كه از آن جمله اند: تعزيه هاي درة الصدف، امير تيمور، حضرت يوسف و عروسي دختر قريش.

شيوه برپا كردن آن نيز چنين است كه با پايان گرفتن هر مجلس سوگواري يا دسته روي – و يا حتي به صورتي جداگانه – عده اي شبيه خوان در هر جايي كه مناسب تشخيص دهند، مي ايستند و نوازندگاني كه از قبل همراه آنانند به زدن طبل يا شيپور آغاز مي كنند و در همان ميان نيز زمينه را براي برپا كردن تعزيه آماده مي سازند. اين زمينه معمولا عبارت است از شكل دادن دايره اي محل نمايش، جاي دادن سكوهايي كوچك و بزرگ براي مشخص نمودن شأن و مرتبه اشخاص نمايش، و همچنين علم و كتل و نصب پرچمهاي سبز و سرخ و سياه. زدن طبل و شيپور در چنين لحظه و مناسبتها به خودي خود پيام از اجراي نمايش تعزيه مي دهد. به محض گردآمدن عده اي تماشاگر شبيه خواني كه از شخصيتهاي شناخته شده تر است، ابياتي چند را به عنوان درآمد برمي خواند. مثلاً شمر در آغاز كار در حالي كه با گامهاي بلند و تند گرد صحنه نمايش را مي پيمايد چندين بار به صداي بلند مي خواند:

 الا ياران! نه من شمرم نه اين خنجر

مراد از كار كا اين است كه اين مجلس بكا باشد

شبيه خوانان در اجراي هر مجلس نوعاً دو دسته اند: اوليا خوان و اشقيا خوان. شبيه خوانهايي كه نقش اوليا و ياري دهندگان دين را مي آفرينند اوليا خوان / مظلوم / انبيا خوان ناميده مي شوند و كساني كه نقش اشقيا و دين ستيزان را بازي مي كند اشقيا خوان يا ظالم خوان اند.

اوليا خوانها نقشهاي خود را موزون و خطابه اي سر مي دهند، اما اشقيا خوانها سخنان خود را ناموزون و معمولي، و در پاره اي از موارد، مسخره آميز بيان مي داند. اوليا خوانها جامه سبز يا سياه بر تن مي كنند و اشقيا خوانها لباس سرخ. اما در مورد سياهي لشكرهاي هر يك از دسته، استفاده از جامه هايي بدين رنگها مصداق كاملي ندارند. نشانه و نماد در تعزيه كاربرد بسيار دارد، چنانكه گفته اند اين نمايش باغي از نشانه و نمادهاست. از آن جمله اند انواع پرچمهاي سبز، سرخ و سياه كه نماد اهل بيت، شور و انقلاب و سوگواري اند، علم كه نماد درفش سپاه امام حسين (ع) است و گفته اند صورت واقعي آن معمولاً سپهسالار وي – حضرت عباس – بر دست مي گرفت؛ طشت آب به نشانه شط فرات؛ شاخه نخل و يا هر نهالي به نشانه نخلستان و درخت. چرخش به دور خود و راه رفتن به گرد صفحه به علامت گذشت زمان و همچنين مسافرت. چتر كه وسيله القاي تازه فرود آمدن فرشته به ويژه جبرئيل از آسمان است؛ زدن عينك سفيد براي نشان دادن روح بصيرت و نيكدلي، عينك دودي براي جلوه خباثت و بدسگالي فرد مورد نظر؛ عصا كه نشانگر تجربه و مصحلت انديشي است؛ نگريستن گاه و بيگاه از ميان دو انگشت بزرگ دست براي تاكيد بر قدرت و فضيلت اولياء در تجسم اوضاع آينده و همچنين پيشبيني؛ بر تن كردن نيمتنه بلند سفيد (كفني) به نشانه نزديك شدن مرگ و اعلام جانبازي؛ زدن يا افشاندن اندكي كاه بر سر براي نشان دادن ماتم نشيني؛ اسب سپيد بي سوار به نشانه اسب امام حسين (ع) (ذوالجناح) و به شهدت رسيدن صاحبش؛ گهواره آغشته به رنگ سرخ براي بيان به شهادت رسيدن كودك شيرخوار امام حسين (ع) – علي اصغر -؛ استفاده گاه و بيگاه از كبوتري سفيد براي آگاهانيدن تماشاگران از دريافت نامه يا خبر و همچنين القاي حس معصوميت و همدردي در آنها؛ كجاوه نشيني شبيه زنان براي نشان دادن به اسيري رفتن آنها. نقش خواني بر منبر ويژه اولياي نامدار است. بزرگي و كوچكي چهارپايه هايي كه گاه اوليا براي سر دادن نقشهاي خود بر آن مي ايستند وسيله اي براي مشخص نمودن پايه و مرتبه آنهاست. در تعزيه از موسيقي نيز استفاده مختصري مي شود.

تاريخچه تاريخ پيدايش تعزيه به صورت دقيق پيدا نيست؛ برخي با باور به ايراني بودن اين نمايش آييني، پاگيري آن را به ايران پيش از اسلام به پيشينه سه هزار ساله سوگواري بر مرگ پهلوان مظلوم داستانهاي ملي ايران – سياوش (سوگ سياوش) – نسبت داده و اين آيين را مايه و زمينه ساز شكل گيري آن دانسته اند، و ربخي ديگر با استناد به گزارشهاي پيدايي آن مشخصاً از ايران بعد از اسلام و مستقيماٌ از ماجراي كربلا و شهادت امام حسين (ع) و يارانش مي دانند. از اين دوره اخير آگاهيم كه سوگواري براي شهيدان كربلا از سوي دوستداران آل علي (ع) در آشكار و نهان – از آن رو كه بني اميه روز دهم محرم را روز پيروزي خود مي شمرد – در عراق، ايران و برخي از مناطق شيعه نشين ديگر انجام مي گرفت.

مي توان گفت در اين ميان آنچه محرك ايرانيان در اين امر مي توانست بود – جدا از انگيزه هاي سياسي – مانده از برخي از آيينها و مراسمي چون سوگ سياوش نيز بود كه در اوايل عهد اسلامي ممنوع گشته و اينكه در سوگواري براي شهيدان كربلا تجلي مي يافت. ابن اثير در بيان وقايع سال 363 ق از «فتنه اي بزرگ» ميان سني و شيعه ياد مي كند؛ بدين روايت كه اهل سوق الطعام در بغداد، كه سني مذهب بودند «شبيه» جنگ جمل را ساخته و به گمان خود با اصحاب علي (ع) مي جنگيدند. و اين به گمان قوي در معارضه با عمل كرخيان كه شيعي مذهب بوده و «شبيه واقعه كربلا» را پديد آورده بودند، صورت گرفته است (آل بويه و اوضاع زمان ايشان). اين سند چنان كه پيداست، افزون بر سوگواري، نمونه اي از شبيه سازي (البته به گونه صامت). را نيز ارائه مي دهد.

انواع تعزيه:

تعزيه از درون سوگواريهاي مذهبي برآمده و خود نيز جزئي از سوگواري به شمار مي رفت. اما رفته رفته با پيمودن مسير تكاملي، تنوعهايي نيز از نظر ترتيب، شكل و مضمون در آن پديد آمد، چنانكه گاه از تعزيه هايي چون تعزيه انتقادي، اخلاقي، شادي آور و ... نام مي برند. روي هم رفته، انواع تعزيه را مي توان در سه دسته كلي برشمرد: ۱) تعزيه دوره؛ ۲) تعزيه زنانه و ۳) تعزيه مضحك.

۱- تعزيه دوره : عبارت است از به نمايش درآودرن چندين دستگاه تعزيه به طور همزمان توسط چندين گروه تعزيه خوان در يك محل يا محلهاي مختلف، چنان كه از نظر زماني با تاريخ وقوع حوادث مطابقت داشته باشد. شيوه كار بدينگونه است كه گروه نخست پس از پايان بخشيدن به كار خود در محل نخست، به محل دوم رفته و در آنجا همان دستگاه را تكرار مي كند، و دسته دوم جاي آن را گرفته دستگاه ديگري را به نمايش در مي آورد. آنگاه گروه نخست پس از پايان بردن كار در محل دوم به محل سوم مي رود، و گروه دوم نيز كه كار خود را در محل يكم پايان بخشيده جاي گروه نخست را در محل دوم مي گيرد. اكنون گروه تازه سوم جاي گروه دوم را در محل نخست مي گيرد و بدينسان چندين دستگاه تعزيه به صورت همزمان به نمايش در مي آيد. در برخي از جاها تعزيه دوره را در ميداني گرد و پر از تماشاگر بازي مي كردند. روشن است كه در اين حالت تغيير محل در اطراف ميدان انجام مي شد. نوع مقابل اين تعزيه را كه معمولاً در جايي به صورت ساكن برگزار مي شود، برخي «تعزيه زميني» مي نامند.

۲- تعزيه زنانه: نمايشي است كه روزگاري به وسيله زنان و براي تماشاگران زن، معمولاً در دنباله مجالس روضه خواني اجرا مي شد. اين نوع تعزيه با حمايت و همت قمرالسلطنه – دختر فتحعلي شاده – و بعدها عزت الدوله – خواهر ناصرالدين شاه – در منزل آنها پا گرفت و چون جنبه خصوصي و اشرافي اشت، تنها به صورت كاري تفنني برجا ماند و عموميت و توسعه اي نيافت. اين تعزيه ها را در فضاي باز حياطها، يا تالارهاي بزرگ خانه ا بازي مي كردند. بازيگران شبيه خوانهاي زني بودند موسوم به «ملا» كه پيش از آن در مجلسهاي زنانه روضه مي خواندند و يا پاي چنين مجالسي راه و رسم بازيگري را آموخته بودند. نقش مران مجالس مختلف را نيز خودشان بازي مي كردند. ملا نبات (مخالف خوان) و ملا فاطمه و ملا مريم از شبيه خوانهاو دختر ديگر فتحعلي شاه، از تعزيه گردانهاي بنام اين دوره بودند. تعزيه زنانه تا ميان عهد قاجار گاه گاه در خانه هاي اشرافيان بازي مي شد و رفته رفته تا اواخر اين دوره از بين رفت.

۳- تعزيه مضحك: تعزيه است شاد با مايه هايي سرشار از طنز، كنايه ، لعن و نفرين؛ و خمير مايه آن تمسخر دين ستيزان و كساني است كه به پيامبر و امامان و خاندان آنها ستم و يا بي ادبي كرده اند. در اين تعزيه، كه در واقع نشانه اي است از گسترش و تكامل كمي – كيفي (گوشه ها) و در واقعه هاي اصلي آن، غلو نقش مهمي دارد و در همه جنبه هاي آن به چشم مي خورد.

اين نوع تعزيه ها معمولاً در جمعه ها، عيدهاي مذهبي و همچنين جز پنج روز دوم از دهه محرم به صورت درآمدي بر يك واقعه اصلي بازي مي شد.

ماندگاري برخي از تعزيه ها تا اندازه زيادي مرهون نمايش دوستي و ذوق ادبي برخي از كارگزاران خارجي در ايران است. چند تن از اين كارگزاران از سر علاقه نسخه هايي از مجالس مختلف تعزيه را گردآوري و در برخي از موارد به زبانهاي ديگر هم ترجمه كرده اند، از آن جمله اند:

* مجموعه خوچكو:

مجموعه اي است خطي از ۳۳ تعزيه نامه كه در حال حاضر در كتابخانه ملي پاريس نگهداري مي شود. بر روي نخستين صفحه اين مجموعه عنوان «جنگ شهادت» نقش بسته است. اين مجموعه در هفتم ژانويه سال ۱۸۷۸م به كتابخانه وارد و ثبت شده است. دارنده قبلي و سفارش دهنده تهيه آن در ايران الكساندر ادمون خوچكو ، شاعر، ديپلمات و نخستين ايرانشناس لهستاني بود كه مدتي نايب سفارت روسيه در تهران بود و سپس به عنوان نايب كنسول به رشت رفت. در ۱۸۴۰ م استعفا كرد و به فرانسه رفت و پس از انجام كارهاي فرهنگستاني مختلف در ۸۷ سالگي در همانجا درگذشت.

وي كه زبان فارسي را بسيار خوب مي دانست و در واقع نخستين ايرانشناس متخصص فرهنگ عوام (فلكلور) بود، در سال ۱۸۷۷ م فهرست اين ۳۳ تعزيه نامه را در كتابي به نام نمايش ايراني به همراه ترجمه اي از پنج تعزيه نامه جنگ شهادت به چاپ رساند. مجلس بيست و چهارم را شارل ويروللو در سال ۱۹۷۲م و مجلس هجدهم را كشيشي به نام روبر هانري دوژنه ره در ۱۹۴۹ م ترجمه و چاپ كردند. با در نظر گرفتن تاريخ استعفاي خوچكو مي توان به اين نتيجه رسيد كه اين مجموعه را در سالهاي خدمتش در ايران و بي گمان در دوره هشت ساله ميان ۱۸۳۳ تا ۱۸۴۰ م يعني اواخر دوره فرمانروايي فتحعلي شاه و اوايل عصر محمد شاه قاجار تهيه كرده باشد. اما آنچه مسلم تر است اين است كه به هر حال اين تعزيه نامه هاي سي و سه گانه بايد پيش از اين دوره در عصر فتحعلي شاه سروده و اجرا شده باشند. خوچكو از فروشنده اين كتاب نيز در مقدمه نمايش ايراني نام برده و مي گويد « حسين علي خان خواجه كه مدير نمايش دربار است و اين تعزيه نامه ها را به من فروخته به عنوان سراينده و مولف اين تعزيه نامه نيز شهرت دارد و اگر خود آنها را نسروده باشد بي شك در ويرايش بعضي از آنها دست داشته است». از اين سي و سه تعزيه نامه كه به گمان خوچكو از همه مجموعه هاي ديگري كه او مي شناخته كامل تر است، پنج تعزيه نامه دوبار آمده است يعني شمار مجالس آن در واقع از ۲۸ بيشتر نيست. از همين جا مي توان فهميد كه شمار مجالس رايج و معمول آن روزگار بيش از اينها نبوده و مثلاً نمي توانسته به دو يا سه برابر اين تعداد برسد. اگر چه پيتر چلكووسكي در مقاله خود، « از نمايش ديني تا نمايش ملي» در بررسي تعزيه نامه هاي اين مجموعه مي نويسد « از مشخصات تعزيه هاي اين دوره يكنواختي ، حركت اندك و وجود تك خواني طولاني و زياد و صحنه هاي وداع پي در پي و خسته كننده است و مي توان گفت كه در مجموعه خوچكو پيش واقعه به چشم نمي خورد...» با اين همه به تحقيق هاي انجام شده هنوز متني قديمي تر از   تعزيه هاي اين مجموعه به دست نيامده و ارزش آن در همين قدمت است.

* مجموعه پلي:

مجموعه اي است از سي و هفت مجلس تعزيه، كه به كوشش سرهنگ لوئيس پلي – كارگزار دولت انگلستان در جنوب ايران – جمع آوري شده است. پلي كه از سال 1862 م يازده سالي را در بندر بوشهر گذراند، به گفته چلكووسكي، پلي آنقدر از نمايشهاي محرم (تعزيه) متاثر گشت كه هر ۳۷ مجلسي را كه شفاهاً شنيده و ضبط كرده بود به انگلستان برد و آنها را پايه نگارش كتابي قرار داد با نام تعزيه حسن و حسين كه در سال ۱۸۷۹ م در لندن انتشار يافت. اين مجموعه كه صورت فارسي تعزيه نامه ها در آن به چشم نمي خورد در مقايسه با مجموعه خوچكو – كه به چهل سال پيش تعلق دارد – از موضوعات گسترده اي برخوردار است. بدين معني كه مجالس آن از هنگامي كه شهادت براي امام حسين (ع) مقدر مي شود تا روز رستاخيز را – كه حضرت از سوگواران خود شفاعت مي كند – در بردارد.

* مجموعه چرولي:

اين مجموعه با دربرداشتن ۱۰۵۵ تعزيه نامه از مجالس مختلف تعزيه ، از نظر شمار و حجم، مهمترين مجموعه تا به امروز است . اين مجموعه را انريكو چرولي، كه زماني سفير ايتاليا در ايران بود، در سالهاي ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۵ م با ياري علي هانيبال جمع كرده و به كتابخانه واتيكان در روم هديه كرده است. هموطنش – اتو روسي – فهرستي توصيفي تهيه كرد كه پس از مرگش ديگر هموطنش – آلسيو بومباچي – آن را تكميل و در سال ۱۹۶۱ م چاپ و منتشر نمود.   قديمي ترين نسخه اين فهرست مربوط است به دوره فتحعلي شاه و جديدترين آن نيز تعلق دارد به روزگار حاضر.

* مجموعه ليتين:

مجموعه اي از پانزده مجلس، كه به كوشش ويلهلم ليتين – كنسول اسبق آلماني در بغداد – جمع آوري شده است. وي از نسخه اصلي اين پانزده مجلس عكسبرداري كرد و بر آن بود كه آنها را به آلماني ترجمه كند كه موفق نشد. اين مجموعه نخستين بار به كوشش فردريك روزن در ايران چاپ شد و چند سال پيش نيز تجديد چاپ گرديد. يان ريپكا در بررسي مجموعه ليتين بر اهميت آن تاكيد ورزيده از آن رو كه به گفته وي چهارده مجلس آن متعلق است به سالهاي ۱۸۳۱ و ۱۸۳۴ م و تنها يكي از آنها از سده بيستم است. اگرچه در ايران تلاشهايي توسط شماري از پژوهشگران و دوستداران نمايش تعزيه براي گردآوري، تنظيم، چاپ و نشر تعزيه نامه ها صورت گرفته كه متون به چاپ رسيده از مرتضي هنري، صادق همايوني، بهرام بيضايي، فرخ غفاري ، جابر عناصري و همچنين كانون نمايشهاي سنتي و مذهبي را مي توان نام برد. اما به رغم همه اين دانسته ها، هنوز تاريخ دقيق سرايش نخستين تعزيه نامه ها و نيز شمار آنها را به درستي نمي دانيم و اين خود به چند دليل است: ۱) بيشتر تعزيه سرايان چون پاداش معنوي و اخروي را منظور كار خود داشته اند ، نامي از خود در پايان تعزيه نامه ها نمي آورند ۲) سروده شدن بسياري از نسخه ها به زبانها و گويشهاي محلي كشور، از جمله مازندراني، گيلاني، كردي و تركي كه در همان مناطق يا از ميان رفته و يا به فراموشي سپرده شده اند ۳) مخالفت برخي از علماي ديني با تعزيه و همچنين خصلت بديهه گويانه اين هنر كه ضبط و ثبت آن را دشوار مي نمود.

عاشورا در جهان:

مراسم عاشورا در پنج قاره جهان برگزار ميگردد.

اروپا: آلمان، بلژيك، روماني، دانمارك، پرتقال، يونان، تركيه، ايتاليا، اتريش، انگلستان

آسيا: ايران، پاكستان، هند، عربستان، بحرين، كويت، لبنان، اندونزي، آناتولي، آذربايجان، تاجيكستان، قزاقستان، ژاپن، چين، سوريه

آمريكا: كانادا، آرژانتين، توباكو

آفريقا: مصر، تونس، سنگال، مراكس، كنيا، سيرالئون.

ثبت تعزيه در فهرست يونسكو:

ثبت تعزيه در فهرست ميراث معنوي پايان يافت.

چندي پيش خبر ثبت جهاني تعزيه به همراه آيين هاي پهلواني،‌موسيقي مقامي بخش هاي خراسان و نيز مهارت هاي سنتي بافت فرش كاشان و فارس در فهرست ميراث معنوي يونسكو مخابره شد.

اين اتفاق در حالي رخ داد كه در پنجمين نشست كميته پاسداشت ميراث معنوي يونسكو كه در كنيا در حال برگزاري بود، ۴۵ اثر از سوي ۱۳۰ كشور عضو كميته جهاني ميراث ناملموس ارائه شده بود.

پرونده ثبت جهاني تعزيه از سال ۱۳۸۴ مفتوح شده بود كه به دليل ناقص بودن مدارك ارسالي براي تحقيق و بررسي پيرامون آن در يونسكو و يا عدم تطابق مدارك ارسالي با استانداردهاي اين سازمان، روند ثبت جهاني آن به تاخير افتاد و نهايتا اين پرونده نيز توانست در كنار پرونده هاي ديگر ايراني به ثبت جهاني برسد.

عظيم موسوي مسئول پرونده ثبت جهاني تعزيه، در گفتگو با خبرنگار ايلنا در اين خصوص گفت: اين پرونده چهار سال پيش با مسئوليت خانم لاله تقيان به جريان افتاده بود و به توفيقاتي هم رسيد اما ظاهرا مدارك ارسالي مورد پسند مسئولان كميته ثبت واقع نشده بود. پيش از اين آقاي ناصر تقوايي يك فيلم درباره تعزيه ساخته بود كه در يونسكو به آن ايراد گرفتند و من مجبور شدم خودم فيلم ديگري را بسازم كه مورد قبول واقع شد و مجددا در يونسكو مطرح و براي ثبت جهاني تصويب شد.

تاثير تئاتر اروپايي بر تعزيه:

جالب است كه تاكنون هيچ محقق ايراني يا غير ايراني در مورد نفوذ تئاتر اروپايي در تعزيه تفسير واضحي بعمل نياورده و يا تشابهات ميان اين دو را تعقيب ننموده است. نخستين نويسندگان اروپايي تحت تاثير جذبه و گيرايي تعزيه قرار گرفتند و اثر معجزه آساي آن بر مردم آنان را فريفت. اما به دليل آنكه نمايش هاي مذهبي مدتها پيش در اروپا از ميان رفته بود و تمدن صنعتي جايي براي چنين ايمان ساده اي باقي نگذاشت نتيجتاً آنها خود را به ستايش و تمجيد تعزيه مشغول ساختند و به خاستگاه و منابع آن كمتر توجه نمودند. تمام اظهارات كنت دو گوبينو، سر لوئيس پلي و ديگران ستايش آميز هستند. اين ستايش نيز از تاثير ژرف و گسترده تعزيه ناشي مي شود.

تعزيه در آغاز در صدد رئاليستي بودن و يا رسيدن به رئاليسم نبود: واقعه كربلا براي تعزيه خوان چنان مهم ، استثنايي و فوق العاده بود كه نشان دادن آن بصورت واقعي (رئاليستي) با آن صحنه ابزار و امكانات اجرايي كه بهترين آنها ارابه اي است كه بوسيله آن نشان دادن و نه بازنمايي آن ممكن مي گردد، غير ممكن مي نموده است.

نقشي كه هر تعزيه خوان بازي مي كند، برعكس تئاتر برشت، نقش يك انسان معمولي از نوع خودش نيست بلكه پيامبران و امامان و شخصيت هاي فوق انساني هستند كه داراي فضايل فوق انساني مي باشند. در نظر تماشاچي و خود بازيگر، ميان اين اشخاص و شبيه خوان فاصله اي عظيم و قابل ملاحظه وجود دارد. هيچ بازيگري حتي ماهرترين هنرپيشه تئاتر رئاليستي نمي تواند اين فاصله را كه جزء جدايي ناپذير تصور تماشاگران تعزيه نسبت به امام حسين است، از ميان بردارد.

خواندن تعزيه خوان از روي دست نوشته را ضمن اجرا نبايد حمل بر ناشي گري و بي دقتي در كارش نمود، بلكه اينكار، خود ، اشاره صريحي است به آن نمايش و « خواننده » يا نقال بودن بازيگر آن نمايش. و آخر اينكه نبايد تصور نمود كه دخالت تعزيه گردان ها و ديگر افراد غير بازيگر در اجرا، و آمد و شدهاي ناگهاني شماري از مردم بر صحنه ، چاي و شربت نوشيدن بازيگر آنهم درست ضمن نمايش دادن مجلسي كه در آن جمله قهرمانان از فرط عطش له له مي زنند، ايفاي نقش زينب (ع) توسط مردي با قامت شكيل و زمخت، گريه آن امامخوان بخاطر وضع حزن انگيز امام، گريستن شمر بحال امام و دعايش براي حفظ جان اهل بيت شاه تشنه كامان (همين شمري كه همين الان مي خواهد سر از تن امام جدا كند) و ديگر نمونه هايي از اين دست، گواه ضعف تعزيه يا خام بودن آن هستند.

منابع:

- كتاب پژوهشي در تعزيه و تعزيه خواني – عنايت اله شهيدي

- كتاب تعزيه هنر بومي پيشرو ايران – گردآورنده پيتر چلكووسكي

- كتاب نمايش در ايران – بهرام بيضايي

- سايت گروه خبري سيمرغ

- خبرگزاري ايلنا